تبليغاتX
SUPER WebloOog

SUPER WebloOog
هرچی بخوای پیدامیشه!!!‏ 
قالب وبلاگ

patron

سوال اول
شما در یک مسابقه سرعت شرکت کرده‌اید.
از نفر دوم سبقت می‌گیرید؟
اکنون در چه جایگاهی قرار دارید؟

 

جواب

 


اگر پاسخ شما جایگاه اول بوده، به ‌طور حتم شما دارید اشتباه می‌کنید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جایگاه او را به دست خواهید آورد پس دوم می‌شوید!

سوال دوم

.

.

.

.

..

.

.


اگر از نفر آخر سبقت بگیرید، جایگاه شما چندم می شود ؟

 

 

جواب

.
..
.
.
..
.
.
..
.
..
.
.
..
.
.
.


اگر پاسخ شما جایگاه یکی مانده به آخر بوده، دوباره دارید اشتباه می‌کنید!

به من بگو ببینم : تو چطور میتونی از نفر آخر سبقت بگیری؟؟؟

 



سوال سوم
یک سوال خیلی ساده ریاضی!
توجه : این مسئله فقط باید در کله شما حل شود! از کاغذ و قلم و ماشین‌حساب استفاده نکنید.

۱۰۰۰ تا بگیر و ۴۰ تا بهش اضافه کن.
حالا ۱۰۰۰ تای دیگه بهش اضافه کن.
حالا ۳۰ تا اضافه کن.
۱۰۰۰ تای دیگه اضافه کن.
حالا ۲۰ تا اضافه کن.
حالا ۱۰۰۰ تای دیگه هم اضافه کن.
حالا ۱۰ تا بهش اضافه کن. مجموعش چقدر شد؟

 

 

جواب

 

.

.

..

.

.

.

.

.

.

.

.
مجموعش شد ۵۰۰۰ تا؟
جواب درست در حقیقت ۴۱۰۰ می‌باشد!

قبول نداری؟ با ماشین حساب دوباره حساب کن!
امروز قطعاً روز تو نیست.
سعی کن سوال آخر را درست جواب بدی.

 

 

سوال چهارم
پدر مریم پنج تا دختر داره :
نانا،
نِ‌نِ،
نی‌نی،
نُ‌نُ،


اسم دختر پنجم چیه؟

 

جواب

 

 

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 


نونو؟
نه! البته نه.
اسمش مریمه!
سوال رو دوباره بخون.

خُب، حالا…

سوال جایزه‌دار
یه آقای کر و لالی میخواد مسواک بخره. با در آوردن ادای مسواک زدن، می‌تونه خواسته‌اش را به دکاندار حالی کنه و موفق به خرید مسواک بشه.

سوال :
حالا اگه یه مرد کوری بخواد عینک آفتابی بخره، چطوری باید منظورش رو به فروشنده حالی کنه؟

 

 

 جواب

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اون فقط باید دهنشو باز کنه و اینو از فروشنده بخواد. به همین سادگی !
[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:40 ] [ علی ]

دختری با مادرش در رختخواب
درددل می کرد با چشمی پر آب

گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست
زندگی از بهر من مطلوب نیست

گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟
روی دستت باد کردم مادرم!

سن من از بیست وشش افزون شد
دل میان سینه غرق خون شد

هیچ کس مجنون این لیلا نشد
شوهری از بهر من پیدا نشد

غم میان سینه شد انباشته
بوی ترشی خانه را برداشته!

مادرش چون حرف دختش را شنفت
خنده بر لب آمدش آهسته گفت:

دخترم بخت تو هم وا می شود
غنچه ی عشقت شکوفا می شود

غصه ها را از وجودت دور کن
این همه شوهر یکی را تور کن!

گفت دختر مادر محبوب من!
ای رفیق مهربان و خوب من!

گفته ام با دوستانم بارها
من بدم می آید از این کارها

در خیابان یا میان کوچه ها
سر به زیر و با وقارم هر کجا

کی نگاهی می کنم بر یک پسر
مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟

غیر از آن روزی که گشتم همسفر
با سعیدویاسر وایضا صفر

با سه تاشان رفته بودم سینما
بگذریم از مابقی ماجرا!

یک سری هم صحبت صادق شدم
او خرم کرد آخرش عاشق شدم

یک دو ماهی یار من بود و پرید
قلب من از عشق او خیری ندید

مصطفای حاج علی اصغر شله
یک زمانی عاشق من شد،بله

بعد جعفر یار من عباس بود
البته وسواسی وحساس بود

بعد ازآن وسواسی پر ادعا
شد رفیقم خان داداش المیرا

بعد او هم عاشق مانی شدم
بعد مانی عاشق هانی شدم

بعدهانی عاشق نادر شدم
بعد نادر عاشق ناصر شدم

مادرش آمد میان حرف او
گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!

گرچه من هم در زمان دختری
روز و شب بودم به فکر شوهری

لیک جز آن که تو را باشد پدر
دل نمی دادم به هرکس اینقدر

خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی
واقعا که پوز مادر را زدی

[ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 14:46 ] [ علی ]

روش زورکی:در این روش بچه های کوچکتر فامیل را به گوشه ای برده و به زور عیدیشان را تصاحب بفرمایید!!


روش کلاهکی:در این روش باید به یک طریقی سر بروبچ فامیل را کلاه مالیده و عیدی شان را صاحب شوید. 


روش یادکی:در این روش شما باید بوسیله ی نشانه هایی یاد فامیل مورد نظر بیاندازید که عیدی را بدهد. 

ــ (عیدی ما یادتان نرود.)


روش بحثکی:در این روش شما باید با اوردن یک سری دلایل منطقی اوردن مثال و شعراز فامیل مورد نظر عیدی بگیرید!! 

ـــ ( نیچه در کتاب چغال الزاویه می گوید:لکن عیدی را باید داد...!لذا شما هم عیدی مارا بده...!)


روش بابایکی:در این روش شما باید یواشکی از جیب بابایتان پول برداشته و ان را پخش کنید. این روش باعث میشود باباهای بچه های مورد نطر به شما عیدی بدهند!


روش خواهشکی:در این روش شما باید بامظلوم نمایی وخواهش التماس عیدی مورد نظر را أخذ نمایید...! 


روش رککی:در این روش شما باید رک و پوس کنده عیدی خود را در خواست بنمایید! 

ـــ ( عموی گرامی ... احتراماً عیدی مارا فراموش نکنید و سریعاً بدهید!!!)


روش یقه اکی:در این روش اگر روش قبلی کارساز نشد وفرد فامیل عیدی را نداد یقه ی وی را گرفته و...! 

ـــ ( عیدی منو می دی ...یا عیدیت کنم...؟)


روش گرویکی:در این روش شما باید چیزی از فرد فامیل را گرو گرفته وتا گرفتن عیدی ان را تصاحب کنید. 

ـــ (عیدی را بده ...کفشتو بدم...!)


روش شرمندگی: دراین روش شما باید فرد فامیل را یک جوری شرمنده کنید تا او متوجه عمل زشت خود شده وعیدتان رابدهد. 

ــ (ای وای ... داشت یادم می رفت عیدی شما را بدهم ...!)


و بلاخره روش خرکی (دور از حضور شما): در این روش اگر روش های بالا مثمر واقع نشد باید اسلحه ای تهیه کرده و به سبک سریال های تلویزیونی فرد فامیل را به قتل برسانید.


[ شنبه پنجم فروردین 1391 ] [ 0:48 ] [ علی ]
دوباره شب شد و من بیقرارم


کانکت کن زود بیا در انتظارم


بیا من آمدم پای مسنجر


شدم محسور از آوای مسنجر


بیا هارد دلت را ما ببینیم


گلی از گنج هوم پیجت بچینیم


بیا ایکن نمای بی نشانم


که من جز آدرس میلت ندارم


بیا فرهاد باز بی تو غش کرد


و حتی هارد دیسکم هم کش کرد


بیا ای عشق دات کام عزیزم


به پای تو دبلیوها بریزم


مرا در انتظار خویش مگذار


و یا ز اندازه آن بیش مگذار


بیا ای حاصل سرچ جهانی


بیا اجرا کن آن فایل نهانی


بیا در دل تو را کم دارم امشب


حدودا” صد مگی غم دارم امشب


اگر آیی دعایت مینمایم


دعا تا بی نهایت مینمایم


اگر آیی دعای من همین است


و یا نقل به مضمونش چنین است


مبادا لحظه ای دی سی شوی یار


جدای از آن پی سی شوی یار


مبادا نام ما را پاک سازی


و کاخ آرزو ها را خاک سازی


بمان تا جاودان اندر دل من


بمان تا حل شود هر مشکل من

[ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 13:11 ] [ علی ]

شاعر زن میگه :

به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال ِ من آفرید

خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید !

برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید !

مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن آفرید !

به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفرید

تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفرید

ولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفرید

خدایی که زیر سیبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید !

وزیر و وکیل و رئیس ات نمود / مرا خانه داری خفن آفرید

برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب / شراره ، پری ، نسترن آفرید

برای من اما فقط یک نفر / براد پیت من را حَسَنْ آفرید !

برایم لباس عروسی کشید / و عمری مرا در کفن آفرید

شاعر مرد در جواب میگه :

به ‌نام خداوند مردآفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین

خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین

خدایی که مردی چو من آفرید / و شد نام وی احسن الخالقین

پس از آفرینش به من هدیه داد / مکانی درون بهشت برین

خدایی که از بس مرا خوب ساخت / ندارم نیازی به لاک، همچنین

رژ و ریمل و خط چشم و کرم / تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین

دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست / نه کار پزشک و پروتز، همین !

نداده مرا عشوه و مکر و ناز / نداده دم مشک من اشک و فین!

مرا ساده و بی‌ریا آفرید / جدا از حسادت و بی‌خشم و کین

زنی از همین سادگی سود برد / به من گفت از آن سیب قرمز بچین

من ساده چیدم از آن تک‌ درخت / و دادم به او سیب چون انگبین

چو وارد نبودم به دوز و کلک / من افتادم از آسمان بر زمین

و البته در این مرا پند بود / که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین

تو حرف زنان را از آن گوش گیر / و بیرون بده حرفشان را از این

که زن از همان بدو پیدایش‌ات / نشسته مداوم تو را در کمین !


[ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 18:43 ] [ علی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

About blog

شايد نتوان به گذشته بازگشت و يک آغاز ساخت

***
ولی می توان هم اکنون آغاز کرد و يک پايان زيبا ساخت
web Facilities

جاوا اسكریپت